عماد الدين حسن بن علي الطبري
201
مناقب الطاهرين ( فارسي )
اللّه ! الىّ عباد اللّه ! و ايشان وى را بگذاشته مىگريختند و هيچ التفات به قول خدا و رسول نكردند الّا امير المؤمنين عليه السّلام ؟ ! و مع هذا فخر آوردند كه صحابه بيعت كردند تحت الشجره بر مرگ . بايستى كه با آن بيعت و شرط وفا بودى . و مع هذا على ( ع ) كه اين جهاد بكرد مؤخّر است به امامت و فضيلت ! از جمله روزى عالمى را ديدم از مشبّهه و مجسّمه همايون نام . از وى احوال و مناقب صحابه پرسيدم . گفت : اين بنصر مىبينى و اشارت به دست كرد كه وى كوچكترين همهء انگشتان است و نادر بود كه وى را به كارى مشغول كنند يا حرمتى دارند و نيز به صورت از همهء انگشتان حقيرتر است . يعنى على عليه السّلام پيش ما به نسبت با صحابه چنين است كه اين حقير از انگشت پيش اين انگشتان بزرگ . و سخن در دهن مىخاييد و آنچه در دل داشت حيا داشت كه طاهر كند . و هر ساعت مىگفت : فهم كردى ؟ بعد از آنكه تعريضى بگفتى به نقيصهء خاندان رسول . و چون از اين فارغ شد شروع كرد در ابراء ساحت يزيد و معاويه و عذرها مىخواست و تقرير مىكرد كه فرداى قيامت ايشان در بهشت با همديگر باشند . و من مىشنيدم و به حكم « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » « 1 » - أى : تقيّة - جواب به احسن الوجه مىگفتم به حكم : « وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » « 2 » . و چند كس بودند كه آن روز خواستند كه با جانب ابو سفيان گريزند و از وى امان طلب كنند و جمله روى به كوه نهادند ؛ تا كه چون رسول ( صلعم ) بدان صفت بديد ، خود از سر برگرفت و فرمود : الىّ ! الى رسول
--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) / 28 . ( 2 ) - نحل ( 16 ) / 125 .